ترجمه "llit" به فارسی

بستر, رختخواب, تختخواب بهترین ترجمه های "llit" به فارسی هستند.

llit noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • بستر

    noun

    Quan estigui al meu llit de mort, recordaré una història més que cap altra.

    وقتی من در بستر مرگم، یک داستان را بیشتر از بقيه به خاطر ميآورم.

  • رختخواب

    noun

    Tres homes generosament els hi van proporcionar llit, aliment i altres coses necessàries.

    سه مرد سخاوتمند در آن منطقه، برای داوود و همراهانش خوراک گوناگون، مقداری ظرف و رختخواب بردند.

  • تختخواب

    Moble utilitzat per a dormir o descansar

    I no va passar en un carreró de mala mort, va passar al meu propi llit.

    و این در یک کوچه بدنام اتفاق نیفتادهبود، در تختخواب خودم رخ داده بود.

  • بستر رودخانه

    noun

    El llit del riu devia estar sec aquell matí, però hi havia alguna cosa que brillava en aquella gran esplanada.

    احتمالاً بستر رودخانه در آن صبح خشک بود، ولی چیزی در آن وادی وسیع از دور میدرخشید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " llit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "llit"

عباراتی شبیه به "llit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "llit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه