ترجمه "lliure" به فارسی
آزاد, رها, مستثنی بهترین ترجمه های "lliure" به فارسی هستند.
lliure
adjective
masculine
دستور زبان
-
آزاد
adjectiveCreiem que una internet lliure i oberta pot portar un món millor.
ما بر این باوریم که اینترنت آزاد و باز میتواند زمینهساز دنیایی بهتر باشد.
-
رها
adjectiveEt sents com a casa, segur i lliure.
برعکس از هر ترس و نگرانی رها هستید.
-
مستثنی
adjective -
معاف
adjective10 Vet aquí, ningú no queda lliure d’aquesta llei, dels que pertanyen a l’Església del Déu vivent;
۱۰ و بنگرید، هیچ کسی که به کلیسای خدای زنده تعلّق دارد از این قانون معاف نیست؛
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lliure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lliure" با ترجمه به فارسی
-
جنبش نرمافزار آزاد
-
تجارت آزاد
-
گاردن پارتی
-
لیره استرلینگ
-
محتوای آزاد
-
بازار آزاد
-
تحویل دادن · تخصیص دادن به · تسلیم شدن · خواستن · صرفنظرکردن از · میل کردن · واگذار کردن · وقف کردن · کمک کردن
-
محال علیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن