ترجمه "llogar" به فارسی
کرایه کردن, اجاره دادن, اجاره کردن بهترین ترجمه های "llogar" به فارسی هستند.
llogar
verb
دستور زبان
-
کرایه کردن
Així que amb amics i col·legues, va iniciar una estació de ràdio comunitària, va llogar una càmera de vídeo, i ara està fent pel·lícules.
پس با دوستان و همکاران یک ایستگاه رادیویی محلی ساخت یک دوربین ویدئویی کرایه کرد و حال فیلم می سازد.
-
اجاره دادن
-
اجاره کردن
Ell lloga la teva habitació.
اون اتاق تو رو اجاره کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " llogar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن