ترجمه "malalt" به فارسی

بیمار, مريض, خسته بهترین ترجمه های "malalt" به فارسی هستند.

malalt adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمار

    noun

    Perquè el perpetrador típic no és algú malalt i enrevessat.

    به این دلیل که یک مجرم نوعی، فردی بیمار و غیر عادی نیست.

  • مريض

    adjective

    Podria estar malalta, podria no ser res.

    ممکنه مريض شده باشه ، شايدم هيچيش نباشه.

  • خسته

    adjective
  • مریض

    noun

    Tothom estava d'acord que aquella dona estava molt malalta i que havia d'estar a l'hospital.

    و همه آنجا موافق بودند که آن زن خیلی مریض بود و باید در بیمارستان میماند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " malalt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "malalt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "malalt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه