ترجمه "mami" به فارسی
دده سیاه, مادر, مامان بهترین ترجمه های "mami" به فارسی هستند.
mami
-
دده سیاه
noun -
مادر
nounsovint meditava en la mama Cheney com a mare meva,
در تمرکزاتم، روی "مادر چِینی" بعنوانِ مادرم تمرکز میکردم،
-
مامان
nounDe fet, crec que l'Índia seria fascinant, però sé que la mamà i jo ens tornaríem boges mútuament.
راستش فکر ميکنم هند خيلي جاوديي باشه. اما ميدونم من و مامان همديگه رو ديوونه ميکنيم.
-
ترجمه های کمتر
- مومیا
- پستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mami " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mami" با ترجمه به فارسی
-
سرطان پستان
-
جادو شده · مبهوت · مسحور · مسموم شده · هوسباز
-
درونکاشت پستان
-
دده سیاه · مادر · مام · مامان · مومیا · پستان
-
دده سیاه · مادر · مامان · مومیا · پستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن