ترجمه "mapa" به فارسی
نقشه, صفحه بهترین ترجمه های "mapa" به فارسی هستند.
mapa
noun
masculine
دستور زبان
-
نقشه
nounI està ben clar que per constituir la ment, és necessari construir mapes neuronals.
و کاملا روشنه که، برای ساختن ذهن ها، لازمه که ما نقشه های عصبی بسازیم.
-
صفحه
nounUna utilitat per canviar entre mapes de teclat
یک برنامۀ سودمند برای سودهی نگاشتهای صفحه کلید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mapa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mapa" با ترجمه به فارسی
-
کروپلت
-
نقشه سند
-
جانمایی صفحهکلید
-
تصویر نقشهٔ موقعیت
-
نقشه توپوگرافی
-
نقشه زمینشناسی
-
گرافیک شطرنجی
-
نگاشت لوجستیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن