ترجمه "marc" به فارسی

حدود, قاب عکس, محوطه بهترین ترجمه های "marc" به فارسی هستند.

marc noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • حدود

    noun
  • قاب عکس

    estructura que suporta, distingeix i protegeix obres d'art en dues dimensions

    Així que va anar a comprar un marc de plàstic per posar-hi la fotografia.

    پس او به بیرون رفت و یک قاب عکس پلاستیکی خرید که عکس رو داخل آن بگذاره.

  • محوطه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نوسان نما
    • پوشش حصیری
    • چهارچوبه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " marc " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Marc proper masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • مارک

    noun proper

    A tall d'exemple, heus aquí la trajectòria de Marc Chagall, un artista nascut en 1887.

    مثلا این خط سیر مارک شاگال است، هنرمندی که در سال 1887 بدنیا آمد.

  • مرقس

عباراتی شبیه به "marc" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "marc" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه