ترجمه "matar" به فارسی
کشتن, خونریزی, ذبح بهترین ترجمه های "matar" به فارسی هستند.
matar
verb
دستور زبان
-
کشتن
verbEm van dir que uns homes valents els van matar a tots.
برام تعريف کرده بودن که مردان شجاعي همه اونا رو کشتن.
-
خونریزی
noun10 Evidentment, l’amor sincer implica molt més que no matar els altres.
۱۰ محبت مسیحی فقط پرهیز از قتل و خونریزی نیست.
-
ذبح
nounDe tant en tant, compràvem un pollastre que havíem de matar i netejar.
برخی اوقات برای غذا مرغی زنده میخریدیم که مجبور به ذبح و تمیز کردن آن بودیم.
-
كشتن
Quants hòmens hauran mort Per amar la seva bellesa?
نمي دونم تا حالا چند نفر خودشون رو بخاطر يك زن زيبا به كشتن دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " matar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "matar" با ترجمه به فارسی
-
مرگ مغزی
-
متی
-
قتل
-
چاه مستراح
-
هری پاتر و یادگاران مرگ
-
وقف
-
کشته در نبرد
-
زبان مرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن