ترجمه "mel" به فارسی
انگبین, عسل, شهد بهترین ترجمه های "mel" به فارسی هستند.
mel
noun
feminine
دستور زبان
-
انگبین
noun -
عسل
nounsubstància viscosa i dolça, elaborada per les abelles
Hi havia la mel a l'aigua que ho feia dolç, hi havia el petroli que ho emmalaltia.
عسل در آب بود که شیرینش کرده بود، و نفت در آب بود که مریضش کرده بود.
-
شهد
noun
-
ترجمه های کمتر
- استخوان گونه
- انگوین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mel"
عباراتی شبیه به "mel" با ترجمه به فارسی
-
ماه عسل
-
ماه عسل رفتن
-
عسلک
-
چشمسفید طلایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن