ترجمه "mercat" به فارسی
بازار, بازار (اقتصاد), بازارگاه بهترین ترجمه های "mercat" به فارسی هستند.
mercat
noun
masculine
دستور زبان
-
بازار
nounCrec que tots aquests factors han anat molt malament pel mercat de borsa.
من فکر میکنم که تمامی این نیروها در یک مسیر خیلی بد عمل میکنند در بازار سهام.
-
بازار (اقتصاد)
بازار (اقتصاد)
-
بازارگاه
مکانی فیزیکی یا مجازی که در آن خریدار و فروشنده ی یک محصول/سرویس به دادو ستد می پردازند.
-
مارکت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mercat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mercat
-
بازار
nounSi ens veuen i estem desarmats, direm que som comerciants anant al Mercat Occidental.
اگه متوجه ما بشن و ماهم سلاحی نداشته باشیم... میگیم ما تاجریم و عازم بازار غربی هستیم.
عباراتی شبیه به "mercat" با ترجمه به فارسی
-
اقتصاد بازار
-
فرابورس
-
بازار سیاه
-
بازار آزاد
-
شکست بازار
-
بازار روز
-
قیمت بازار
-
بازار کالا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن