ترجمه "mestre" به فارسی

آموزگار, استاد, آموزاننده بهترین ترجمه های "mestre" به فارسی هستند.

mestre noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • آموزگار

    noun

    persona que es dedica a l'educació formal i institucionalitzada

    53 És deure del mestre de vetllar sempre pels membres de l’església; i d’estar per ells i enfortir-los;

    ۵۳ تکلیف آموزگار اینست که همیشه از کلیسا مراقبت کند، و با آنها باشد و آنها را تقویّت کند؛

  • استاد

    noun

    Et seré de més utilitat com a mestre.

    من به عنوان استاد بيشتر به دردت ميخورم.

  • آموزاننده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اُستاد
    • رهبر ارکستر
    • معلم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mestre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mestre" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mestre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه