ترجمه "mesura" به فارسی
اندازهگیری, سنجش بهترین ترجمه های "mesura" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: En un estudi designat a mesurar els efectes de l'adversitat ↔ در یک مطالعه اختصاصی برای اندازهگیری تاثیرات بدبختی
Valor numèric obtingut com a resultat d'una comparació entre una magnitud i una altra de la mateixa espècie elegida com a stàndard. [..]
-
اندازهگیری
nounبرآورد اندازهٔ ویژگیهای یک چیز، مانند طول (درازا) یا وزن آن نسبت به یکاهای اندازهگیری استاندارد، مانند متر و کیلوگرم است
En un estudi designat a mesurar els efectes de l'adversitat
در یک مطالعه اختصاصی برای اندازهگیری تاثیرات بدبختی
-
سنجش
nounAixí com a líders, entenem que els intangibles són importants, però no tenim ni idea de com mesurar-los.
خوب، به عنوان رهبر، ما درك ميكنيم كه چيزهاي غيرعيني مهم هستند، اما كليدي براي سنجش آنها نداريم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mesura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mesura" با ترجمه به فارسی
-
یکا
-
سطوح سنجش
-
مقیاس طولی
-
نظریه اندازه
-
سنجیده · ملاحظه کار
-
دستگاه آزمایش ابزار الکترونیکی
-
ابزار اندازهگیری