ترجمه "mi" به فارسی

مو ترجمه "mi" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: El teu pare no estava enamorat de mi quan ens vàrem casar. ↔ پدرت وقتي ازدواج کرديم عاشق من نبود

mi pronoun noun masculine feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • مو

    noun pronoun

    116 Que ell confiï en mi i no serà confós; i ni tan sols un cabell del seu cap caurà desapercebut a terra.

    ۱۱۶ بگذارید او به من توکّل کند و او شکست نخواهد خورد؛ و یک مو از سرش بدون توجّه بر زمین نخواهد افتاد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mi" با ترجمه به فارسی

  • jo
    آنمن · حال · حالت · خود · خویش · من · مه · مو · مَن · نفس · نفس خود · وضع
  • ens
    موجودیت
  • اسم من ... است · اسمم ... ـه
  • اسم من ... است · اسمم ... ـه
  • نهاد، خود، فراخود
  • خدا حافظ
  • mā · ما
اضافه کردن

ترجمه های "mi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

El teu pare no estava enamorat de mi quan ens vàrem casar.
پدرت وقتي ازدواج کرديم عاشق من نبود
Què més vols de mi?
ديگه ازم چي مي خواي ؟
va fer això per mi.
اين رو براي من درست کرده.
Per sort per al meu germanet I per a mi, va acabar bé.
، خوشبختانه واسه من و برادرم پایان خوشی داشت
Molt bé, escolta'm, queda't amb mi però deixa que els estudiants marxin.
ولي بزار دانش آموز ها برن