ترجمه "mig" به فارسی

كمر, در وسط, دل بهترین ترجمه های "mig" به فارسی هستند.

mig adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • كمر

  • در وسط

    noun

    El sud del Bronx, que es troba al mig, no va tenir ni una oportunitat.

    برانکس جنوبی، که در وسط قرار دارد، شانسی نداشت.

  • دل

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قسمت وسط
    • مرکز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mig" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه