ترجمه "militar" به فارسی
ارتش, نظامی شدن, پرسنل نظامی بهترین ترجمه های "militar" به فارسی هستند.
militar
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
ارتش
nounLlavors va ser jutjat pels militars i sentenciat a passar deu anys entre reixes.
او در دادگاه ارتش به ۱۰ سال زندان محکوم شد.
-
نظامی شدن
verb -
پرسنل نظامی
membre de les Forces Armades
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " militar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "militar" با ترجمه به فارسی
-
دسته · گروه
-
پایگاه نظامی
-
دژبان
-
متحدین نظامی
-
موش خرمای زمینی
-
تهاجم
-
مورخ نظامی
-
خونتا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن