ترجمه "monitor" به فارسی
اموزگار, دبیر, مانیتور بهترین ترجمه های "monitor" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Havien estat fent monitors plans durant anys. ↔ آنها سالها مانیتور های مسطح می ساختند.
monitor
noun
masculine
دستور زبان
-
اموزگار
noun -
دبیر
noun -
مانیتور
Havien estat fent monitors plans durant anys.
آنها سالها مانیتور های مسطح می ساختند.
-
ترجمه های کمتر
- مدرس
- مربی
- معلم
- یاد دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monitor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Monitor
-
مانیتور (کشتی)
-
نمایشگر
Podeu usar aquest botó per aconseguir informació més detallada sobre el perfil de monitor seleccionat
میتوانید از این دکمه برای به دست آوردن اطلاعات مفصل دربارۀ profile نمایشگر برگزیده استفاده کنید
عباراتی شبیه به "monitor" با ترجمه به فارسی
-
نمایشگر مونوکروم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "monitor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Ningú va esmentar mai ho avorrit que seria la fi del món.
هيچکس نگفته بود آخر زمان ممکنه چقدر کسل کننده باشه.
Quan llanci els meus Cadells Eterns arreu del món, seran tan encantadors...
وقتی که توله سگ همیشگیم رو... همه جای دنیا پخش کنم ... اونا عزیز دوردونه میشن
b) Quina diferència observa Jehovà quan veu el món?
ب) یَهُوَه شاهد چه تفاوتی بین مردم دنیا و خادمانش است؟
L’autèntic èxit no depèn de les metes materials i socials que aquest món persegueix.
مردم دنیا اغلب در پی مادیات یا اهداف اجتماعی هستند ولی موفقیت واقعی به چنین چیزهایی بستگی ندارد.
Vosaltres sou d’aquest món, jo no sóc d’aquest món» (Joan 8:21-23).
شما از این دنیا هستید، من از این دنیا نیستم.»—یوحنا ۸:۲۱-۲۳.