ترجمه "morat" به فارسی
کبود, کوفتگی بهترین ترجمه های "morat" به فارسی هستند.
morat
-
کبود
adjectivePer això va aconseguir dos ulls morats i una costella trencada.
واسه خاطر این زیر دوتا چشمش کبود شد و یکی از دنده هاش شکست
-
کوفتگی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن