ترجمه "mort" به فارسی

مرگ, موت, مرده بهترین ترجمه های "mort" به فارسی هستند.

mort adjective noun verb masculine feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • مرگ

    noun

    از گیتی رفتن، از بین رفتن زندگی

    I nosaltres ens posem malalts, sofrim i se’ns moren éssers estimats.

    بیماری، پیری و مرگ نیز جزء اجتنابناپذیرِ زندگی هر فرد بشمار میرود.

  • موت

    noun

    El bateig en la mort de Crist queda completat quan moren i són ressuscitats al cel.

    تعمید در موت هنگامی کامل میشود که مسحشدگان زندگی زمینی خود را به پایان برسانند و به زندگی در آسمان رستاخیز یابند.

  • مرده

    adjective

    El rei és mort, visca el rei!

    پادشاه مرده است، زنده باد پادشاه!

  • ترجمه های کمتر

    • وفات
    • انهدام
    • تخریب
    • جسد
    • خرابی
    • شخص متوفی
    • شق
    • لاشه
    • مرحوم
    • مقتول
    • نعش
    • ویرانی
    • کشته شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mort" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه