ترجمه "mostrar" به فارسی
نشان دادن, نمایش, ابراز داشتن بهترین ترجمه های "mostrar" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Quan mostris un vídeo, orienta la pantalla cap a la persona. ↔ هنگام نشان دادن فیلمی کوتاه صفحهٔ نمایش را طوری نگاه دارید که مخاطب بتواند بهراحتی آن را ببیند.
mostrar
verb
دستور زبان
-
نشان دادن
verbQuan mostris un vídeo, orienta la pantalla cap a la persona.
هنگام نشان دادن فیلمی کوتاه صفحهٔ نمایش را طوری نگاه دارید که مخاطب بتواند بهراحتی آن را ببیند.
-
نمایش
nounMiniaplicació del plafó que mostra l' estat de les tecles modificadores
برنامک تابلو که وضعیت کلیدهای تغییردهنده را نمایش میدهد
-
ابراز داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- صفحه نمایش
- نمایش دادن
- نمودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mostrar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mostrar" با ترجمه به فارسی
-
اشانتیون · الگو · نمونه
-
حضور آفلاین
-
نمایشگاه بازرگانی
-
نگاشت
-
نمونه (آمار)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "mostrar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Mostra el diàleg d' edició d' alarma per a editar una alarma nova visual
نمایش محاورۀ ویرایش هشدار جهت ویرایش هشداری جدید
Davant seu, a un monitor, es mostra informació sobre el vi.
بر روی صفحه تمایشی که در مقبلشون بود نوع شراب نوشته شده بود.
I fins i tot el que els mostraré a continuació, és una cosa que pot sorprendre'ls realment, i que va per sota de la superfície cerebral, i fins i tot observant en el cervell viu, les connexions, les vies reals.
و حتی بیشتر -- و این چیزیه که ممکنه آدم رو متحیر کنه -- چیزی که الان میخوام بهتون نشون بدم، که به بخش زیرین قشر مغز میره و در واقع به ارتباطات و اتصالات، و گذرگاه های واقعی یک مغز زنده نگاه میکنه. و در واقع به ارتباطات و اتصالات، و گذرگاه های واقعی یک مغز زنده نگاه میکنه.
Mostra la imatge
نمایش تصویر
Mostra tots els adjunts com a icones. Cliqueu per a veure' ls. View-> attachments
نمایش همۀ پیوستها به عنوان شمایلها. فشار دهید تا آنها را ببینید. View-> attachments