ترجمه "motor" به فارسی

موتور, اتومبیل بهترین ترجمه های "motor" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: El que fem és agafar un motor electric simple. ↔ کاری که ما می کنیم یک موتور بسیار ساده ی برقی است.

motor adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • موتور

    noun

    El que fem és agafar un motor electric simple.

    کاری که ما می کنیم یک موتور بسیار ساده ی برقی است.

  • اتومبیل

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " motor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "motor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "motor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Però la moto diu prou bastant ràpidament.
روایت با سرعتی بسیار پیش میرود.
208 Què signifiquen realment els mots ànima i esperit?
آیا انسان دارای روحی فناناپذیر است؟
Està instal· lada la versió % # del motor % #, però cal com a mínim la versió %
موتور % # نسخۀ % # نصب شد ، اما در نهایت نسخۀ % # لازم است
Per a alguns motors de cerca, algunes de les més comunes són preposicions o articles com de, per, el, la o amb.
برای برخی از موتورهای جستجو، این کلمات برخی از رایجترین و معمولترین کلمات هستند، مثل این، آن، در، به، و غیره.
Vol 3054 de TAM Linhas Aéreas - Els pilots d'aquest Airbus A320 sabien que el seu motor d'estribor número dos no funcionava en modalitat inversa, de manera que aparentment no van intentar utilitzar-lo per a frenar quan van intentar aterrar a l'Aeroporto de Congonhas el 17 de juliol del 2007.
پرواز TAM Brazilian Airlines ۳۰۵۴ خلبان Airbus ۳۲۰ از غیرفعال بودن engine #۲ thrust reverser، موتور سمت راست آگاه بود و همچنین ظاهراً هیچ تلاشی برای استفاده از ترمزها نکرد وقتی که سعی داشت در فرودگاه São Paulo's Congonhas در ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۷ فرود آید.