ترجمه "nata" به فارسی

خامه, سرشیر, کرم بهترین ترجمه های "nata" به فارسی هستند.

nata noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • خامه

    substància de consistència greixosa obtinguda de la llet

    Com que teníem gallines i una vaca, sempre hi havia ous, llet, nata, formatge i mantega.

    در مزرعهمان یک گاو و چند مرغ داشتیم و به این ترتیب همیشه در خانهمان تخممرغ، شیر، خامه، پنیر و کره بود.

  • سرشیر

    noun
  • کرم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nata" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه