ترجمه "natiu" به فارسی
بومی, جابجا نشده, محلی بهترین ترجمه های "natiu" به فارسی هستند.
natiu
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
بومی
adjectiveLa meva visió es fer la investigació genètica més nativa, "indigenizar" la tecnologia seqüencial del genoma.
دیدگاه من این است که تحقیقات ژنتیک را بومی کنیم کشف توالی ژنتیک را بومی کنیم.
-
جابجا نشده
adjective -
محلی
adjectiveClicant en un botó, poden saber totes les espècies natives d'allà on viuen.
با کلیک روی یک دکمه، آنها می توانند ازگونه های گیاهی محلی در منطق خودشان مطلع شوند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " natiu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "natiu" با ترجمه به فارسی
-
گیاه بومی
-
سلنیم خالص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن