ترجمه "nau" به فارسی
جهاز, انبار, سفینه بهترین ترجمه های "nau" به فارسی هستند.
nau
noun
feminine
دستور زبان
-
جهاز
noun -
انبار
nounTempest va comprar una nau a Starling City.
شرکت يه انبار در استارلينگ سيتي خريده
-
سفینه
nounHavíeu d'agafar una nau espacial, encongir-la i injectar-la al flux sanguini.
مثلاً باید یک سفینه فضایی را بگیرند، کوچکش کنند و تزریق کنند توی جریان خون.
-
ترجمه های کمتر
- سماری
- شبستان (کلیسا)
- ناو
- هواپیما
- کشتی
- کشتی هوایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nau" با ترجمه به فارسی
-
صفحات خورشیدی در فضاپیما
-
ناخدا
-
قابل هدایت
-
فضاپیمای رباتیک
-
سفینه فضایی · فضا پیما · فضاپیما · کشتی فضایی
-
فضاپیمای پشتیبانی بدون سرنشین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن