ترجمه "nedar" به فارسی
شنا کردن, شنا, شناویدن بهترین ترجمه های "nedar" به فارسی هستند.
nedar
verb
دستور زبان
-
شنا کردن
verbEl pingüí va nedar cap a mí, i va fugir.
پنگون به طرف من شنا کرد، و رها شد.
-
شنا
nounSempre n'havia tingut. Mai no havia après a nedar.
او همواره ازآب میترسید و هرگز شنا یاد نگرفته بود.
-
شناویدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- شناوری کردن
- شناریدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nedar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nedar"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن