ترجمه "negra" به فارسی
سياه, siyâh, سیاهپوست بهترین ترجمه های "negra" به فارسی هستند.
negra
adjective
-
سياه
nounSi mitja ceba està negra de podrida, és una ceba podrida.
اگر نصف ِ پياز سياه و گنديده باشه اون پياز گنديدست.
-
siyâh
-
سیاهپوست
nounPerquè quan jo em llevo i miro al mirall, veig una dona negra.
بخاطر اینکه وقتی من صبح بیدار میشم و به آینه نگاه میکنم، یه زن سیاهپوست میبینم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " negra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "negra" با ترجمه به فارسی
-
کرگدن سیاه
-
طوطیکاکلی سیاه نوکدراز
-
قوی سیاه
-
ترمودینامیک سیاهچاله
-
بادخورک معمولی
-
دریای سیاه
-
جنگل سیاه
-
بازار سیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن