ترجمه "nena" به فارسی
دختر, بانو, بچه بهترین ترجمه های "nena" به فارسی هستند.
nena
noun
feminine
دستور زبان
-
دختر
nounAquesta cerca em va portar fins a una nena petita.
تمامی این کاوش مرا به این دختر کوچک رساند.
-
بانو
noun -
بچه
nounPensava que havies dit que tenia quatre nenes fada.
فکر کردم گفته بودي چهار تا " بچه " ي پري داره.
-
ترجمه های کمتر
- جوجه
- خانم
- خواهر
- دختر دهقان
- دخترک
- طفل
- عروسک
- نوزاد
- کدبانو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nena " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nena
-
ننا
عباراتی شبیه به "nena" با ترجمه به فارسی
-
بَچِّه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن