ترجمه "nocional" به فارسی

اندیشه ای, تعقلی, وهمی بهترین ترجمه های "nocional" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Estan expandint radicalment les nostres nocions sobre el potencial d'un vocabulari estètic, mentre que desafien i soscaven l'autonomia cultural de les nostres institucions tradicionals. ↔ آنها اساسا در حال گسترش مفاهیم بالقوهی زیبایی شناسی واژگان، واز سوی دیگر در حال به چالش کشیدن و تضعیف خودمختاری فرهنگی برخاسته از نهادهای سنتی هستند.

nocional
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • اندیشه ای

    adjective
  • تعقلی

    adjective
  • وهمی

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nocional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nocional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Estan expandint radicalment les nostres nocions sobre el potencial d'un vocabulari estètic, mentre que desafien i soscaven l'autonomia cultural de les nostres institucions tradicionals.
آنها اساسا در حال گسترش مفاهیم بالقوهی زیبایی شناسی واژگان، واز سوی دیگر در حال به چالش کشیدن و تضعیف خودمختاری فرهنگی برخاسته از نهادهای سنتی هستند.
Així que, si reparem aquest desajust entre el que la ciència sap i les empreses fan, Si portem la nostra motivació, les nocions de motivació al segle XXI, si superem aquesta ideologia mandrosa, perillosa dels pals i les pastanagues, podem enfortir les nostres empreses, podem resoldre un munt de problemes de l'espelma, i potser, potser, potser podem canviar el món.
پس، اگر ما این عدم مطابقت بین آنچه علم میدونه و آنچه در تجارت انجام میشه را درست کنیم، پس، اگر ما این عدم مطابقت بین آنچه علم میدونه و آنچه در تجارت انجام میشه را درست کنیم، اگر ما انگیزههایمان، منظورمان از انگیزه را به قرن ۲۱ بیاریم، اگر ما انگیزههایمان، منظورمان از انگیزه را به قرن ۲۱ بیاریم، اگر از این طرز تفکر تنبلانه و خطرناکِ هویج و چوب بگذریم، اگر از این طرز تفکر تنبلانه و خطرناکِ هویج و چوب بگذریم، میتونیم تجارتهایمان را تقویت کنیم، ما میتونیم بسیاری از آن مسئلههای شمع را حل کنیم، و شاید، شاید، شاید بتونیم دنیا را عوض کنیم.
Això és degut al fet que algunes nocions són equivalents.
با وجود این ممکن است نیم مصوتها معادل واجی باشند.
Per tant és útil per als nostres cervells construir nocions com "solidesa" i "impenetrabilitat" perquè tals nocions ajuden a navegar els nostres cossos pel món de mida mitjana en què hem de navegar.
بنابراین برای مغزهای ما کاربردی است تا مفاهیمی مثل «جمود» و «نفوذناپذیری» را به وجود آورند. زیرا چنین مفاهیمی به ما کمک میکنند تا بدنهایمان را در داخل جهان میان-اندازهها که در آن به سر میبریم به کار ببریم.
La temperatura és una magnitud física de la matèria que expressa quantitativament les nocions comunes de calor i fred.
دما، یک کمیّت فیزیکی است که میزان گرمی و سردی را مشخص میکند.
Com a conseqüència, a països com França va arribar una gran allau de pioners, tot i no tenir gaires nocions de l’idioma.
قابل تحسین است که تعداد چشمگیری از پیشگامان مرتباً به کشورهایی مانند فرانسه نقل مکان کردند، با این که به زبان آن کشور صحبت نمیکردند یا تسلّط کمی به آن داشتند.
La Kristina recorda: «Tenia nocions de l’idioma dels meus pares, però el llenguatge que s’utilitzava a les reunions em superava.
کریستینا میگوید: «تا حدّی با زبان مادریام آشنا بودم، اما زبانی را که در جلسات صحبت میشد به خوبی متوجه نمیشدم.
La capacitat dels humans de transmetre conceptes, idees i nocions mitjançant la parla i l'escriptura és un fet excepcional entre els éssers vius.
توانایی انسان برای انتقال مفاهیم، ایدهها و اندیشهها از طریق سخن گفتن یا نوشتن یکی از تواناییهای بیهمتای انسان نسبت به گونههای دیگر است.