ترجمه "normal" به فارسی

عادی, متداول, معمول بهترین ترجمه های "normal" به فارسی هستند.

normal adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • عادی

    adjective

    Els jueus exiliats que van seguir les instruccions de Jehovà van viure una vida relativament normal.

    تبعیدیان یهودی که مطابق با خواست خدا عمل کردند، تا حدّی از زندگیای عادی در بابِل برخوردار شدند.

  • متداول

    adjective

    Per exemple, fa molt de temps era normal que els discursos es fessin igual que com s'escriu.

    به طور مثال، در گذشتهی بسیار دور، حرف زدن به همان صورت نوشتاری، کاری متداول بود.

  • معمول

    adjective

    Normalment ens trobem al voltant de menys de la meitat veritat, és normal.

    به طور معمول به کمتر نصف می رسیم درسته، که طبیعی هم هست.

  • ترجمه های کمتر

    • نرمال
    • همیشگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " normal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "normal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "normal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه