ترجمه "nou" به فارسی

نه, noh, نو بهترین ترجمه های "nou" به فارسی هستند.

nou adjective noun verb numeral masculine feminine دستور زبان

Nombre cardinal que s'ubica entre el vuit i el deu, representat com IX en nombres romans i 9 en nombres àrabs.

+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • نه

    Cardinal number

    Només queden uns nou o deu mesos per a la seva mort, i està preocupat pels seus deixebles.

    حال نه یا ده ماه بیشتر به مرگش باقی نمانده بود و عیسی نگران شاگردانش بود.

  • noh

  • نو

    adjective

    La data d’any nou i els costums relacionats amb aquesta celebració són diferents a cada país.

    جشن سال نو مسیحی در کشورهای مختلف با مراسم متفاوتی برگزار میشود.

  • ترجمه های کمتر

    • گردو
    • now
    • آجیل
    • جدید
    • نُه
    • gerdu
    • بیسابقه
    • تازه
    • غیر موازی
    • فندقی
    • ۹
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nou " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "nou"

عباراتی شبیه به "nou" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nou" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه