ترجمه "obra" به فارسی
اثر, نوشته, پیس بهترین ترجمه های "obra" به فارسی هستند.
obra
noun
feminine
دستور زبان
-
اثر
nounI quan en compres un, pot ser que sigui una obra de veritat o potser no.
شاید با خریدن اون ممکن بود یک اثر هنری اصل گیرتون میومد شاید هم نه.
-
نوشته
nounAixí que vaig escriure una obra que es deia "Avatar",
این طور شد که من این قطعه به اسم "آواتار" را نوشتم،
-
پیس
-
ترجمه های کمتر
- کار حیاتی
- کار عمده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obra" با ترجمه به فارسی
-
اثر اشتقاقی
-
امور عام المنفعه
-
اثر یتیم
-
شاهاثر · شاهکار · کار استاد
-
آرت ورک · کار هنری
-
نمایشنامه
-
اثر ادبی
-
رده:آثار هنری از بین رفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن