ترجمه "obrir" به فارسی
باز کردن, گشودن, بازکردن بهترین ترجمه های "obrir" به فارسی هستند.
obrir
verb
دستور زبان
-
باز کردن
verbVaig llegir un article fa un any que realment em va obrir els ulls.
من یه تحقیق رو یه سال یا کمی قبلترمیخوندم, که ذهنم رو خیلی باز کرد.
-
گشودن
verb -
بازکردن
-
ترجمه های کمتر
- درخشان شدن
- روشن کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obrir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obrir" با ترجمه به فارسی
-
جریان کانال باز
-
محتوای باز
-
استاندارد باز
-
نرمافزار متنباز
-
نرمافزار آزاد و متنباز
-
امور عام المنفعه
-
اثر یتیم
-
خوشه ستارهای باز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن