ترجمه "olor" به فارسی

بو, بوی, بوی خوش عطر بهترین ترجمه های "olor" به فارسی هستند.

olor noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • بو

    noun

    چیزی که از اجسام متساعد میشود

    Tindrem uns deu minuts abans que algú el pugui olorar.

    تا قبل اينکه بوي گاز در بياد ، 10 دقيقه فرصت داريم

  • بوی

    noun

    El nostre nas pot distingir unes deu mil olors.

    بینی انسان قادر است ۱۰٬۰۰۰ نوع بوی گوناگون را تشخیص دهد.

  • بوی خوش عطر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رایحه
    • سراغ
    • طعم
    • عطر
    • عطر و بوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " olor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "olor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "olor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه