ترجمه "ombra" به فارسی

سایه, سايه, سایه روشن بهترین ترجمه های "ombra" به فارسی هستند.

ombra noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • سایه

    noun

    No volia pintar pas només les ombres, sinó també els tocs de llum.

    اما نمی خواستم که فقط سایه ها را نقاشی کنم.

  • سايه

    noun

    La seva ombra s'estén per tota la galàxia.

    سايه و پليديشون داره به کل کهکشان سرايت ميکنه.

  • سایه روشن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ombra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ombra"

عباراتی شبیه به "ombra" با ترجمه به فارسی

  • رنجیده خاطر
اضافه کردن

ترجمه های "ombra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه