ترجمه "oncle" به فارسی
عمو, خالو, دائی بهترین ترجمه های "oncle" به فارسی هستند.
oncle
noun
masculine
دستور زبان
-
عمو
noungermà d'un dels pares
Diu que coneix bé el vostre oncle Benjen.
ميگه عمو " بنجن " تون رو ميشناسه.
-
خالو
noun -
دائی
noun
-
ترجمه های کمتر
- دایی
- عم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oncle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oncle" با ترجمه به فارسی
-
عمو سام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن