ترجمه "ordi" به فارسی

جو, دانه جو بهترین ترجمه های "ordi" به فارسی هستند.

ordi noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • جو

    noun

    Un home que es diu Booz li deixa collir ordi al seu camp.

    مردی به نام بُوعَز به او اجازه میدهد در کشتزارهایش جو جمعآوری کند.

  • دانه جو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ordi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ordi"

اضافه کردن

ترجمه های "ordi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه