ترجمه "ou" به فارسی
تخم, تخم مرغ, toḫm بهترین ترجمه های "ou" به فارسی هستند.
ou
noun
masculine
دستور زبان
-
تخم
nounVan treure els ous i la llet del preparat.
آنها تخم مرغها و شیر را از پودر جدا کردند.
-
تخم مرغ
nounTanca els ulls, és com si mengessis ous escaldats.
اگه چشم هات رو ببندي ، مزه تخم مرغ عسلي ميده.
-
toḫm
-
ترجمه های کمتر
- بیضه
- تخممرغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ou " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ou"
عباراتی شبیه به "ou" با ترجمه به فارسی
-
شنیدن
-
ابتکار · استحکام · ریگ · سنگریزه · شن · ماسه سنگ
-
تخممرغ عید پاک
-
نیمرو
-
استماع · شنوایی
-
تخم کیهانی
-
تخممرغ عید پاک (رسانه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن