ترجمه "papi" به فارسی

بابا, باباجان, پاپ بهترین ترجمه های "papi" به فارسی هستند.

papi
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • بابا

    noun

    Excepte salvar al papa de viure el seus dies en humiliació i pena.

    به جز نجات دادن بابا از زندگي کردن بقيه عمرش در غصه و تحقير.

  • باباجان

    noun
  • پاپ

    noun

    Sabíeu que el Papa ja l'ha fet sant?

    ميدونستين که پاپ خودشو يک آدم پرهيزکار معرفي کرده ؟

  • ترجمه های کمتر

    • پاپا
    • کشیش ناحیه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " papi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "papi" با ترجمه به فارسی

  • سینه سرخ
  • بابا · باباجان · مولد · پاپ · پاپا · کشیش ناحیه
  • بابا · باباجان · خلیفه اعظم · مولد · پاپ · پاپا · پدر · کشیش ناحیه
  • pap
    چینهدان
  • پاپ
اضافه کردن

ترجمه های "papi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه