ترجمه "pas" به فارسی
مرحله, اثر پا, خرامیدن بهترین ترجمه های "pas" به فارسی هستند.
pas
noun
adverb
masculine
دستور زبان
-
مرحله
nounEl nou disseny d’aquests tractats ens ajuden a seguir aquests quatre passos més fàcilment.
با طرح جدید تراکتها بهراحتی میتوانیم این چهار مرحله را دنبال کنیم.
-
اثر پا
noun -
خرامیدن
noun
-
ترجمه های کمتر
- خروج
- قدم (اسب)
- کوچ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pas" با ترجمه به فارسی
-
گذرگاه عابران پیاده
-
پس فردا · پسفردا
-
حذف کردن
-
گنجشک سینهسیاه
-
تنگه خیبر
-
سال گذشته · پارسال
-
جریمه دادن · مبالغه کردن در
-
جاده · گذرگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن