ترجمه "pastor" به فارسی
چوپان, شبان, جناب کشیش بهترین ترجمه های "pastor" به فارسی هستند.
pastor
noun
masculine
دستور زبان
-
چوپان
nounpersona que s'encarrega de guardar el ramat
Moisès es va fer pastor i cuidava les ovelles de Jetró.
موسی چوپان شد و از گوسفندان یَترُون مواظبت میکرد.
-
شبان
nounDavid, que va ser pastor i rei, tenia bons amics.
قطعاً داوود که پادشاه و شبان بود دوستان خوبی داشت.
-
جناب کشیش
noun
-
ترجمه های کمتر
- شوان
- چوبان
- چوپانی
- چوپون
- کشیش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pastor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pastor" با ترجمه به فارسی
-
شبان
-
جرمن شپرد
-
چوپانی
-
کیسه کشیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن