ترجمه "pell" به فارسی

پوست, pust, خلال بهترین ترجمه های "pell" به فارسی هستند.

pell noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    یکی از بزرگ ترین اعضای بدن

    Danny fa que sembli que la persona no té pell de debò.

    دنی باعث می شود پوست افراد طوری به نظر برسد که گویا واقعاً کنده شده است.

  • pust

  • خلال

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • لایه زیرین پوست
    • نرده چوبی
    • پوست خام
    • پوست کندن
    • پوشش اندام
    • چرم
    • کندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pell
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    Danny fa que sembli que la persona no té pell de debò.

    دنی باعث می شود پوست افراد طوری به نظر برسد که گویا واقعاً کنده شده است.

تصاویر با "pell"

عباراتی شبیه به "pell" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه