ترجمه "pes" به فارسی
وزن, بار, گرو بهترین ترجمه های "pes" به فارسی هستند.
pes
noun
masculine
دستور زبان
-
وزن
nounHi ha milers de milions de 'w', que representen els pesos de les sinapsis a la xarxa neuronal.
میلیاردها یا تریلیاردها W داریم، که نشان دهنده وزن این سیناپسها در شبکه عصبیاند.
-
بار
nounM'està aixafant el pes de tota aquesta veritat.
بخاطر اينکه زير بار اونهمه حقيقتي که حمل ميکنم له شدم.
-
گرو
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pes " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pes" با ترجمه به فارسی
-
خروس وزن
-
کاهش وزن
-
ف
-
آب سنگین
-
پزو
-
اندوه · اه · تاثر · تاسف · حزن · غصه · غم
-
برخورنده · خسته کننده · رنجش آمیز · سنگین · طاعون زده · ناراضی · پر دردسر · پرزحمت · کج خلق · کسل کننده
-
وزن مخصوص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن