ترجمه "pla" به فارسی
صاف, صفحه, مسطح بهترین ترجمه های "pla" به فارسی هستند.
pla
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
صاف
adjective -
صفحه
nounUna corba és una corba i un pla és un pla, i no es poden barrejar.
یک منحنی، منحنی است، یک صفحه، صفحه است، و این دو ترکیب نخواهند شد. .
-
مسطح
adjectiveEstaven totalment qualificats per fer televisors de pantalla plana.
آنها به وضوح شایستگی ساخت تلویزون های مسطح را داشتند.
-
ترجمه های کمتر
- هموار
- طرح
- استراتژی
- برنامه
- تخت
- تدبیر
- تنک
- جلگه
- فشرده
- متراکم
- مرغزار
- مسطّح
- نقشه
- هامون
- چمن
- کم عمق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pla" با ترجمه به فارسی
-
صفحه مختلط
-
لیکن پلان
-
برنامه · برنامه اموزشی · برنامه تحصیلی · دوره تحصیلات · رئوس مطالب
-
صندوق بازنشستگی
-
جلگه
-
نوشته ساده
-
هندسه مسطحه
-
دشت آبرفتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن