ترجمه "planxa" به فارسی

اتو, اطو بهترین ترجمه های "planxa" به فارسی هستند.

planxa verb
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • اتو

    noun

    L’Hermilo diu: «Vaig aprendre a cuinar, netejar i planxar».

    اِرمیلو میگوید: «یاد گرفتم غذا بپزم، لباس بشویم و آن را اتو کنم.»

  • اطو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " planxa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "planxa"

عباراتی شبیه به "planxa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "planxa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه