ترجمه "platja" به فارسی
ساحل, کرانه, ساحل دریا بهترین ترجمه های "platja" به فارسی هستند.
platja
noun
feminine
دستور زبان
-
ساحل
nounPenseu en les onades que arriben fins a la platja.
به این موجهایی که بسوی ساحل میآیند نگاه کنید.
-
کرانه
accident geogràfic propi de la riba de mars, llacs i rius
-
ساحل دریا
nounQuines instruccions dóna l’oficial de l’exèrcit, i com arriben tots a la platja sans i estalvis?
۴. افسر نظامی مسئول چه میگوید، و چند نفر سالم به ساحل دریا میرسند؟
-
ترجمه های کمتر
- شن زار
- پلاژ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " platja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Platja
-
ساحل
nounPenseu en les onades que arriben fins a la platja.
به این موجهایی که بسوی ساحل میآیند نگاه کنید.
تصاویر با "platja"
عباراتی شبیه به "platja" با ترجمه به فارسی
-
فوتبال ساحلی
-
والیبال ساحلی
-
هندبال ساحلی
-
بازیکن والیبال ساحلی
-
دریاکنار برهنگان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن