ترجمه "plor" به فارسی
گریستن, تظلم, سوگ بهترین ترجمه های "plor" به فارسی هستند.
plor
-
گریستن
verbSe sentia tan turmentada que es va desfer en plors.
اشک در چشمانش جمع شد و شروع به گریستن نمود.
-
تظلم
noun -
سوگ
nounÉs Raquel que plora pels seus fills, i no vol que la consolin, perquè ja no hi són».
آری، راحیل بود که در سوگ فرزندانش گریه میکرد، اما نمیخواست از کسی تسلّی بگیرد؛ چون فرزندانش دیگر نیستند.»
-
ترجمه های کمتر
- شکوه
- ضجه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plor" با ترجمه به فارسی
-
چاق شدن
-
اشک ریختن · ماتم گرفتن · گریستن · گریه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن