ترجمه "pluja" به فارسی
باران, bårån, بارون بهترین ترجمه های "pluja" به فارسی هستند.
pluja
noun
feminine
دستور زبان
-
باران
nounTenia tanta confiança en el seu Déu que era com si ja ‘sentís el so de grans pluges’.
او به قدری به این امر مطمئن بود که گویی صدای باران را میشنود.
-
bårån
-
بارون
nounAquesta pluja ens retardarà un dia més.
اين بارون باعث ميشه يک روز ديگه هم اينجا بمونيم.
-
ترجمه های کمتر
- bārān
- بارش
- بارندگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pluja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pluja
-
باران
noun properقطرههای آب مایعی که از جو بر زمین میبارد
Tenia tanta confiança en el seu Déu que era com si ja ‘sentís el so de grans pluges’.
او به قدری به این امر مطمئن بود که گویی صدای باران را میشنود.
تصاویر با "pluja"
عباراتی شبیه به "pluja" با ترجمه به فارسی
-
باران منجمد
-
بارش جانوران
-
رگبار
-
استحصال آب
-
باران · بارش · بارندگی
-
یخ شفاف
-
بارش شهابی
-
تبادل اندیشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن