ترجمه "poder" به فارسی
قدرت, توانستن, زور بهترین ترجمه های "poder" به فارسی هستند.
poder
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
قدرت
nouncapacitat d'influir en el comportament de persones amb o sense resistència
Aquest no és un càrrec de prominència i poder.
چنین منصبی به مفهوم رسیدن به مقام و قدرت نیست.
-
توانستن
verbvan poder obtenir aquestes bones imatges
اونها توانستن این اثر بزرگ را ببینند و
-
زور
nounCom es pot passar per alt aquesta petita tulipa!
لاله ي کوچولو به زور مي تونست در بره!
-
ترجمه های کمتر
- قادر بودن
- نیرو
- tavânestan
- استطاعت
- انرژی
- وکالت نامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "poder" با ترجمه به فارسی
-
توان آماری
-
قوه قانونگذاری · قوه مقننه · مجلس شورای ملی · مجلس قانونگذاری
-
گرمای احتراق
-
POT
-
اصل تفکیک قوا
-
برابری قدرت خرید
-
قدرت خرید
-
قوه مجریه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن