ترجمه "podrit" به فارسی

puside, متعفن, پوسیده بهترین ترجمه های "podrit" به فارسی هستند.

podrit adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • puside

  • متعفن

    adjective
  • پوسیده

    Pensava que t'estaries podrint en el fons d'algun mar estranger a hores d'ara.

    فکر کردم تا الان زیر یه دریای بیگانه پوسیده باشی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " podrit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "podrit" با ترجمه به فارسی

  • تجزیه شدن · عمل آمدن · فاسدشدن · متلاشی شدن · منحط شدن · پوسیدن
  • لخسیدن · پوسیدن · گندیدن
اضافه کردن

ترجمه های "podrit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه