ترجمه "pols" به فارسی
خاک, غبار, گرد بهترین ترجمه های "pols" به فارسی هستند.
pols
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
خاک
nounDintre de 65 milions d'anys, no tenim perquè tenir els nostres ossos agafant pols en un museu.
مجبورنیستیم استخونهامون در۶۵ میلیون سال آینده در یک موزه خاک بخوره.
-
غبار
nounAquell vent constant que aixecava pols feia la vida insuportable.
باد و غبار مداوم آنجا زندگی را سخت میکرد.
-
گرد
nounAmb tota aquesta brutícia i la pols, no, gràcies.
با تمام اون گرد و خاک ، نه ممنونم.
-
ترجمه های کمتر
- gard o khåk
- تراب
- خاکه
- ذره
- پودر
- گرد و غبار
- گرد وخاک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pols " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pols" با ترجمه به فارسی
-
نبض
-
طوفان ریگ · طوفانشن
-
قطب مغناطیسی
-
پودر کاکائو
-
تپیدن · زدن
-
شربت · قطب مغناطیسی · پایانه
-
پالس اکسیمتر
-
پاول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن