ترجمه "premi" به فارسی
جایزه, نشان بهترین ترجمه های "premi" به فارسی هستند.
premi
noun
masculine
دستور زبان
-
جایزه
nounچیزی که به خاطر پاسداشت از فرد یا گروهی به آنها اعطا میشود
La memòria va ser l'únic premi que em vaig permetre.
خاطره تنها جایزه ای بود که من به خودم روا میدونستم.
-
نشان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " premi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "premi" با ترجمه به فارسی
-
جایزه نوبل فیزیک
-
جایزه صلح نوبل
-
جایزه گرمی
-
تنگ کردن · فشردن
-
جایزه نوبل اقتصاد
-
جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی
-
جایزه گلدن گلوب
-
جایزه صلح نوبل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن